English French German Italian Portuguese Russian Spanish

چه کارمندانی را باید اخراج کرد؟

شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۵۸ مصطفي طباطبائي
چاپ PDF

اخراج كارمندان

چه کارمندانی را باید اخراج کرد؟
کارمندان بی تلاش و بی‌تعلق. اخراج کردن آنها اغلب به آسانی انجام می‌گیرد. زیرا خیلی زود ناکارآمدی و عدم علاقه آنها به کار مشخص می‌شود. بهتر است اینگونه کارمندان که تلاش نمی‌کنند و دغدغه کار کردن ندارند را اخراج کنیم. چندان جای ناراحتی نیست که بگذاریم آنها بروند، زیرا به این ترتیب کار شما جدی‌تر ادامه پیدا می‌کند و آنها نیز به دنبال شغل و فعالیتی می‌روند که علاقه و مهارت لازم را در آن زمینه دارند.


البته در ایران در سیستم دولتی مکانیزم مناسبی برای تنبیه افراد بی تلاش وجود ندارد. آیا تا به حال به این فکر کردید که اگر به شما تضمین بدهند شما هر کاری کنید سی سال اینجا هستید، چه لزومی دارد تلاش و کوشش کنید و با ارباب رجوع خوش برخورد باشید؟! انگیزه و محرک شما چیست؟ مگر تمامی آدم ها دارای خود انگیزگی هستند؟ آیا سیاست های تشویقی کافی است؟ می صرفد؟؟!


کارمندان پرتلاش و کم نتیجه. در ردیف بعد کارمندانی قرار دارند که سخت کار می‌کنند اما نمی‌توانند کاری از پیش ببرند. در کل آنها انسان‌هایی صادق اما نالایق برای به نتیجه رساندن کارها هستند. این افراد می‌توانند با مشقت بسیار، کاری را برای مدت طولانی به طرزی ناچیز پیش ببرند، البته این روند پیش از آن است که شما به جای میزان زحمتی که می‌کشند درباره نتیجه کار از آنها توضیح خواسته باشید. بنابراین لازم است بگذارید این افراد هم بروند. اما باید با آنها صادق و صریح باشید. با آنها با مساعدت و رفعت برخورد کنید و اما در عین حال واقعیت را هم به آنها بگویید.

 
سوالی که اینجا باید از خود بپرسیم این است که چقدر شرح مشاغل ما واضح است؟ آیا ما می دانیم دقیقاً از آن فرد چه می خواهیم؟ آیا آن فرد می داند دقیقاً باید چه کاری انجام دهد تا در راستای اهداف سازمان باشد؟ ولی اگر این افراد مثلاً اثر بخشی بالایی داشته باشند ولی کارایی پایینی باز هم مقصر اصلی خود ما هستیم که آن ها را برای شغل یا سمتی که فرد وسواسی برای آن موقعیت سم مهلک است، استخدام کرده ایم. بهتر است همین الان هم خودمان و هم او را از این وضع نجات دهیم!
کارمندان تطبیق ناپذیر. نهایتا کارمندانی هستند که اساسا سختکوش و ازخودگذشته‌اند، اما نمی‌توانند خود را با سبک و سیاق شرکت وفق دهند. هر کسب و کاری آسان نیست و ممکن است دربرگیرنده کارهای شاقی باشد که با تلاشی واقعی آمیخته است.  «تلاش می‌تواند بر توانایی پیشی بگیرد.» اما «تبحر شما در کار به این معنی نیست که کسی نتواند بر شما غلبه کند.»


اگر کمی دقت کنیم، خواهیم دریافت که مشکل اصلی این است که در استخدام، بیشتر شرکت ها فقط به مهارت ها و دانش افراد تکیه می کنند و کمتر، توجهی به توانایی ها و شخصیت آن ها دارند. در واقع تناسب شغل و شاغل رعایت نشده است. پس شرکتی که کند استخدام نمی کند، تند هم باید اخراج کند! با این وجود به نظر می رسد مصاحبه های استخدامی در ایران آرام آرام دارد به وضعیت مناسب تری از این حیث سوق پیدا می کند.