English French German Italian Portuguese Russian Spanish

تمريني براي درك آدمهاي ديگر

سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۶:۴۸ رو ح اله هاشمي
چاپ PDF

امیدوارم تا به اینجای ماه رمضان بهره ی کافی برده باشید و برای داشتن سبدی پر تر در باقی راه آماده باشید ...

راستش را بخواهید دیروز در حین بحث با تعدادی از دوستان ، دچار تامل جالبی شدم ، شور بحث در وجودم فروکش کرد و اجازه داد که صحبتهای دیگران را بهتر بشنوم !

جالب بود من می توانستم پاسخ های دیگران را پیش بینی کنم !

البته نه به این دلیل که پیشگو هستم ، به این دلیل که همه ی این دوستان را از قبل می شناختم و نوع موضعگیری های فکری آنها را می شناختم . خوب که دقت کردم دیدم خودم هم مثل انها قابل پیش بینی بودم !! 

نکته ی جالب دیگه این بود که تقریبا هیچ استدلالی در هیچ یک از افراد تامل یا تغییر ایجاد نمی کرد و هر وقت کسی داشت صحبت می کرد بقیه بیشتر فکر جوابشون بودند بجای اینکه صحبتهای گوینده را بخوبی متوجه شوند و درکی از آن پیدا کنند ...

بحث دوساعتی ادامه یافت و  در نهایت چون جمع خیلی روشفکر بود بدون اینکه کسی آسیب ببینه خاتمه یافت ! البته تقریبا هیچ کس از گزند برچسب گذاری فکری و استفاده از این برچسب ها به عنوان شوخی در بعد از آن بی نصیب نماند...
و اینجا بود که مطمئن شدم این بحث طولانی در هیچ کس هیچ تغییر یا حتی تاملی ایجاد نکرده است ...

البته لابد اگر از بحث بیرون نیامده بودم و داخل آن شور بحث غرق می شدم من هم مثل بقیه با نهایت تلاش سعی کرده بودم حرف خودم و طرز فکر خودم را به اثبات برسانم !

اما راستی اگر می شد که ما به عنوان تمرین یا بازی جامون را عوض کنیم و از قصد سعی کنیم دقیقا خلاف آنچه تا به حال فکر میکردیم را درست فرض کنیم آنوقت چی   می شد ؟!

اصلا چی می شد  اگر یک زمانی،  به عنوان آدمی با طرز فکر متفاوت از آنچه هستیم کمی در بین آدمهای با آن نوع طرز فکر دیگر رفت و آمد می کردیم ، کمی از نوع اخبار و مقالات و کتابهایی که آنها می خوانند مطلع می شدیم کمی از تفریحات و خوشی های آنها می پرسیدیم. کمی از مسائل و چالش های آنها در زندگی خبر دار می شدیم ...؟

من فکر کنم بعد از این فرصت  و تمرین اگرچه راحت بر می گردیم و خودمان می شویم اما با خودخواهی و خودبینی کمتر ! پس باید جالب باشه ...

آنوقت همه چی را از دریچه چشم خودمان نمی بینیم !
آنوقت حداقل باور داریم و به چشم دیده ایم که آدمهایی هستند که طور دیگری زندگی می کنند طور دیگری فکر میکنند و همه ی دنیا فقط دایره ی کوچک اطراف ما نیست ...
آنوقت شاید راحتتر حرف هم را گوش بدهیم ...

شاید اگر باور کنیم که سلایق فکری آدمها واقعا باهم فرق میکنه و حق هم دارند  سلایق مختلفی داشته باشند برای هر موضوع ساده ای خط کشی نمی کردیم که اینطوری ها  اینجوریند و آنطوری ها اونجوری ...

اصلا آنوقت است که می شه بحث کرد و تبادل نظر کرد ...آنوقت که می شه تامل کرد و حتی طرف مقابل را مجاب کرد که حرف ما درست است !!
وگرنه الان هر کس فقط و فقط حرف خودش را می زند ...

تا ما ندانیم طرف مقابل ما چطور فکر میکنه ، چی می بینه ، چی می شنوه ، چی می دونه که به این نتیجه رسیده ، چطور می خواهیم او را متقاعد کنیم که حرفهای متفاوت ما درست است ؟!

اصلا شاید اینجوری باور کنیم سیاه و سفید دیدن دنیا و آدمهاش چندان منصفانه نیست و می شه درجات مختلف خاکستری را برای همه چی یه جورهایی دید ...

این تمرین را خودم امروز شروع کردم ... یه جور تمرین برای خودسازی یا هر اسم دیگری می شه روش گذاشت ...

یک تعداد از طرز فکرهایی که درک زیادی ازشون ندارم را نوشتم با سه تاش به ترتیب شروع می کنم و ادامه می دهم ..
(راستش وقتی نوشتم بیشتر فهمیدم چقدر انواع مختلف فکری وجود داره که من خیلی درکی ازش ندارم !)

خب ،اول از سه نوع از دیدگاه ها که من خیلی تا به حال درکشون نمی کردم شروع می کنم ....

اول آدمهایی که مهمترین خواسته ی زندگی شون اینکه شغل اداری (ترجیحا دولتی )با در آمد مکفی داشته باشند و بدون هیچ آرزوی کاری دیگری بعد از یافتن کار شان ، روز و شبها را سپری میکنند و روزها را بی هیچ لذتی از کار برای رسیدن به بازنشستگی سپری میکنند ..

بعد می روم سراغ درک کردن آدمهایی که فکر می کنند خودشان شاخص درستی و ارزش ها هستند . هرچیزی که فکر میکنند ارزش است و دیگران ضد ارزش . مرزبندی های جدی دارند و هر کسی شبیه خودشان فکر نمی کند را دشمن تلقی میکنند ...

و بعد می روم سراغ جوونهایی که از دانشگاه می آیند و بدون داشتن مهارت در جستجوی شغلند ... برای جستجو و برای داشتن مهارت تلاشی نمیکنند اما دوست هم ندارند از کارهای ساده و درجه پایین شروع کنند ..

فکر کنم این نوع دسته بندی کردن من هم خیلی درست نباشه البته اما خوب از اینجا شروع میکنم و سعی می کنم در ادامه ی راه برای درک آدمهای مختلف باید خوب ببینم ، خوب بشنوم و خوب یاد بگیریم ...

نمی دونم اسمش را چی بگذارم ، سفر ، تمرین ، بازی یا چیزی دیگر هر چی هست به نظرم آموخته های زیادی برایم خواهد داشت ... سعی می کنم بخشهای قابل انتشار آنرا اگر برای شما جالب بود با شما به اشتراک بگذارم ...راستی اگر شما هم دوست داشتید و این تجربه را داشتید یا شروع کردید ما را از تجربیات و آموخته هاتون بی نصیب نگذارید ...

راستی اگر در بین این سه دسته ی در حال مطالعه ی من هستید و دوست داشتید که باهم صحبتی داشته باشیم با ایمیل خبرم کنید...

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۳۲